تبليغاتX
متولدماه دی





















متولدماه دی

!...ای خدایی که برام توشبا فانوسی، هُل می شم وقتی که منو می بوسی

+نوشته شده در چهارشنبه 1385/11/25ساعت8:0توسط د ی ب ا | |

 

رویاهاورویاپردازیت رارهانکن،به هنگام غرق شدن دراین رویاهااجازه نده زندگی تورابه خودش مشغول نگه دارد...رویاهایت رامحکم نگه دار،آنهارابپرداز،رهایشان نکن،مثل ماهی داخل تورآنهارانگه دارواگردارندازلای توربه بیرون می لغزندبه دنبالشان برو...شناکن تاوقتی که به خاطرشان غرق شوی،امااجازه نده آن رویاهافرارکنند .

+نوشته شده در یکشنبه 1385/11/15ساعت20:30توسط د ی ب ا | |

+نوشته شده در پنجشنبه 1385/11/05ساعت10:51توسط د ی ب ا | |

 

سلام.من اومدم،امتحانام تموم شد....چندوقت پیش داشتم فکرمی کردم کلابه همه چیز،به اینکه دانشجوام،به نظرم یازوددانشجوشدم یازمان سریع گذشت...دوران مدرسه هم ،همین جوربودمثلاوقتی راهنمایی بودم،فکرمی کردم دبیرستانیهاخیلی ازماجلوترن یامثلا "بزرگ "به حساب میان...تودوران دبیرستان هم فکرمی کردم ،وقتی دانشجوبشم دیگه کاملا مستقلم وکار می کنم و...الآنم که دانشجوام ولی احساس می کنم با همسنای اطرافم خیلی فرق دارم...کلا من دوران مدرسه ی خیلی یکنواختی داشتم،همش درحال درس خوندن بودم وکل این دوران به خوندن ونوشتن گذشت...

 خیلی بی ربط نوشتم ،تابعد...

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه 1385/11/04ساعت23:18توسط د ی ب ا | |